تبليغاتX
فرانج ؛ کابوس یک دانشجو
آدم ها یا مگس هستند یا زنبور یا ........  !!!
توی طبیعت،بودن مگس همونطوری ضرورت داره که زنبور عسل وجودش لازمه ، نبود هر کدوم از اون ها باعث بهم ریختن نظام طبیعت میشه.
مگس فوایدی داره که زنبور نداره و همینطور بالعکس .
توی جوامع،هم افراد مگس صفت وجود داره هم افراد زنبور صفت !! وجود هر دوشون حیاتیه ، مگس ها باعث میشن بدی ها دیده بشن و زنبورها از ندیده شدن خوبی ها جلوگیری میکنن.
.
شما کدوم هستی؟
.
.

.

پ ن 1 : ادامه مطلب مهم تره!!!! اصل ادامه س

پ ن 1 :میگن "ادب از که آموختی ، از بی ادبان" این جمله چرت محضه !!!! (جدای از اینکه یه زنبور بخواد این جمله رو بیان کنه).
پ ن 2 :توی این وبلاگ به شیوه مگسی پست میذاشتم ، چرا ایرانی جماعت اینجوریه ؟چرا اینکار رو میکنه؟چرا فلان چرا بهمان ؟

پ ن 3 :دنبال اینم که از مگس بودن در بیام ، باید ........ بود.

برای رد کردن فیـــ_ــــلتر نظرات و ادامه مطلب یا مرورگر خودتون رو عوض کنید (مثلا IE )  و یا به جای faranaj.dil.ir قرار بدید faranaj.blogfa.com


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در یکشنبه 21 فروردین1390ساعت 10:47 بعد از ظهر توسط رضا پایافر| |
........................................................................................................................................

برای رد کردن فیـــ_ــــلتر نظرات و ادامه مطلب یا مرورگر خودتون رو عوض کنید (مثلا IE )  و یا به جای faranaj.dil.ir قرار بدید faranaj.blogfa.com


نوشته شده در دوشنبه 15 فروردین1390ساعت 11:19 قبل از ظهر توسط رضا پایافر| |
- هان !؟


- هان نه بله ، پسره بی شعور ، چند بار بهت بگم ! آخه چقدر تو احمقی ، آدم چقدر میتونه کند ذهن باشه ، مردم میگن باباش تربیت یادش نداده ، بچه ام بچه های قدیم ،-

میبینید آقای تفضلی ، بچه که بودیم جرات نداشتیم به بابامون نگاه بکنیم ، چه چپ باشه چه راست ، حالا ببینید بچه های این دوره زمونه چجورین ، راس راس توی چشمای باباشون نگاه میکنن میگن تو !!!!

- آقای تفضلی : بعله ، همینطوره ، قدیما قبح داشتن ، قباحت بود ، قبیح بودن ، قابح و مقبوحی مورد توجه بود ..!

- به خدا خسته شدم از بس تربیت یادش دادم ، من نمی دونم این بچه بزرگ بشه چی بشه ..!

- آقای تفضلی : نه اشالا ایشون هم مثله آقا زاده ما درس میخونن ، دکترای الها ییتات میگیرن ، از نفهمی در میان !

- یاد بگیر پسر ، تو که آدم نمیشی بقیح ، از بنده زاده آق تفضل یاد بگیر ، با توام پسر ، پسر ، هوی با تو ام ....!

.

- هان ...!!!

 .

.

.


پ ن ۱ :امسال حس بادوم هندی نداشتم اصلا ...! نمی دونم چرا !! به جاش جزو ۳ عید مفید برتر بود (اگر یه مورد رو کنار بزاریم)


برای رد کردن فیـــ_ــــلتر نظرات و ادامه مطلب یا مرورگر خودتون رو عوض کنید (مثلا IE )  و یا به جای faranaj.dil.ir قرار بدید faranaj.blogfa.com


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در دوشنبه 8 فروردین1390ساعت 10:16 قبل از ظهر توسط رضا پایافر| |
آخه تیز علی ، چُست ، همه چی بلد ، Clever ، فرز علی خانِ چابُک آبادی ....!!!

من چی بگم به تو !! که چی حالا ، چرا فکر میکنی همه جا باید زرنگ بازی در بیاری ؟؟ چرا فکر میکنی هر کسی هر چی میگه داره دروغ میگه ؟ چرا همیشه با یه پیش فرضی به همه قضایایا نگاه میکنی ؟ چرا هم خودتو هم دیگران رو اذیت میکنی ؟

.

.

نیمه پر و خالی لیوان رو که ول کن ، عینک بدبینی و خوشبینی هم که همش حرفه ، یه وجدان اخلاقی میمونه که اونم فکر نکنم توی این دوره زمونه اثری ازش باقی مونده باشه ..!

حتما شنیدید که میگن باید توی این دوره زمونه گرگ باشی....!

من تا یه حدی این رو قبول دارم ، باید با گرگ های جامعه مثل خودشون برخورد کرد ! ولی نه با همه ، نه هرچیزی دیدی سعی کنی به نفع خودت ازش استفاده کنی ، حتی اگر به ضرر دیگری باشه .....!!!!!

میدونی چی میگم ؟؟ میگم آقا زرنگی درست ، ولی سعی نکن همیشه و همه جا تیز بازیت رو در بیاری ! مخصوصا توی جاهای عمومی !!

یارو توی ترافیک همچین خودش رو فرو میکنه انگار با این کارش ، با این کارش ..... ( هرچی فکر کردم نتونستم جمله رو تموم کنم : دی )

حالا نمی دونه روی هم شاید یکی دو ثانیه بیشتر جلو نیافته ها ...!

انقدر ملت احمقن ، در عین حالی که ملت باهوشی داریم خیلی ملت احمقی هم هستیم ، ( فکر کنم خیلی کلی گفتم ، خودتون منظورم رو بفهمین با همه نبودم ...!)

بزار یه مثال بزنم ،

یه توالت عمومی رو تصور کن ، نه توالت عمومی خیابون ها ، توالتی که یه گروه خاصی از اون استفاده میکنن ، مثلا توی یه اداره یا مثلا توی خوابگاه ، 

حالا فکر کن یه حوله هم اون جلو هست ، (حوله هست نه چیز دیگه ، فقط حوله )

از این زاویه که به حوله نگاه کنی حوله دو قسمت داره ، یه قسمت روش هست ، یه قسمت پشتش ،

به نظرت اگه همه آدمایی که از این دستشویی استفاده میکنند آدمایی باشن که فکر میکنن خیلی زرنگن ، از کدوم قسمت حوله استفاده میکنن ؟؟؟؟

.

.

.

.

چون من آدم خوش بینی هستم و همیشه با عینک خوشبینی نیمه پر لیوان رو نگاه میکنم ، فرض رو بر این میزارم که شما ها نمی دونید آدمای زرنگ از کجای حوله استفاده میکنند !

آدمای زرنگ چون حدس میزنن نفر قبلی حتما با جلوی حوله دستش رو خشک کرده ، با پشت حوله میخوان دستشون رو خشک کنن ولی اگر از اون دستشویی یه آدم زرنگ دیگه استفاده کرده باشه اون وقته که باید گفت ......... خوردی داداش !!!!!!


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در شنبه 21 اسفند1389ساعت 2:51 بعد از ظهر توسط رضا پایافر| |

بارها شنیدید که میگن هرچی کسی رو محدود کنی عطش طرف برای دست یابی به اون بیشتر میشه ، در صورتی که اگر آزاد بود شاید اصلا به سمت اون چیز نمیرفت !!!!

همتون بچه هایی رو دیدید که علارغم کنترل شدید خانوادشون ، مخصوصا پدر به راه های خلاف کشیده شدن و ناباب از کار در اومدن ، وهمینطور برعکس ، بسیار دیدید فرزندانی که از خانواده هایی خراب ، بهترین شدن  !!!!

البته حقیقت امر اینه که درصد بالایی از وضعیت هر فرد به خود فرد بستگی داره ! ولی شرایط محیطی و مخصوصا رفتار نزدیکان با شخص مهم تر نباشه کم اهمیت تر نیست !!!

یکم که کلی تر نگاه کنیم ، میبینیم هر جامعه نیز متاثر از سیاست هایی هست که حاکمان اون جامعه براشون میچینند ، هرچند خود جامعه در شکل گیری آیندش تاثیر بسزایی داره !!

یه مثال :

میگن سال 1960 کشور رومانی دید که جمعیت کشورش کمه ، برای همین روسای حکومت کمونیستی اون موقع نشستن دور هم تصمیم گرفتن  همه کاری بکنن که جمعیت زیاد بشه !

اول شروع کردن به تبلیغات و بحث غرور ملی و هویت قومی و از این جور حرف ها ، بعد از اون تحریم ها اعمال شد، قانون منع سقط جنین رو اعلام کردن ، ورود داروهای زد بارداری ممنوع شد و خیلی محدودیت های دیگه

حتی مالیات خانواده های پر جمعیت رو کاهش دادن تا مردم تاپ و تاپ بچه بندازن بیرون !!

همینطور هم شد ، نرخ زاد و ولد در رومانی نزدیک به چهار برابر شد ، تا دلتون بخواد ملت بچه پس انداختن و جمعیت کشور زیاد شد

آمـــٌـــا .....

این آخر داستان نبود ، بدبختیشون تازه شروع شد ، رومانی کشوری کمونیستی بود و طبیعتا درآمد خانواده ها کم ، اولین مشکل به وجود اومده سیر کردن این همه بچه بود ، خانواده ها که دیدن نمیشه توی خونه ی 60 متری که قبلا 3  نفر زندگی میکردن با 7-8 نفر زندگی کرد مجبور شدن بچه هاشون رو به یتیم خونه بفرستن !! یتیم خونه هام قادر به پاسخگویی این همه بچه نبودن ، به ناچار به اون ها به جای غذا خون تزریغ میکردن تا زنده بمونن ، توی اون برهه هم ایدز تازه اومده بود ، اینها هم که بیشتر از سرنگ های مشترک استفاده میکردن به یکباره با یک نسل ایدزی مواجه شدن !!!!

از طرف دیگه جلوگیری از ورود داروهای زد بارداری ، باعث قاچاق مواد نامرغوب و همچنین شکل گیری مراکز زیرزمینی سقط جنین شد ، نتیجه افزایش شدید مرگ و میر مادران در رومانی بود !!!!

آقا خلاصه بگم کشور به فـــــــاک رفت !!

.

.

.

.

.

.

.

سیاست های حاکمان کشورمان در دهه های اخیر برای مبارزه با مواد مخدر را بررسی کنید !!!!

و همچنین سیاست هایی از این دست !!!!

.

.

.

پ ن 1 : نرخ زاد و ولد در رومانی  به همان مقدار قبل بازگشت .

پ ن 2 : چاوشسکوپیچ ، دیکتاتور منفور رومانی ، در سال 1989 به همراه زنش تیرباران شد ، جسد های خونین آن ها در کاخ ریاست جمهوری  رها شده بود و این صحنه به صورت زنده از شبکه های تلویزیونی سراسر رومانی پخش شد .

پ ن 3 : اولین قانونی که پس از سرنگونی چاوشسکو به حالت تعلیق درآمد ممنوعیت سقط جنین بود . نرخ زاد و ولد که قبلا هم کاهش یافته بود به این وسیله باز هم کاهش یافت به گونه ای که در اواسط دهه 90 نرخ زاد و ولد از نرخ مرگ و میر کمتر شده بود .

پ ن 4 : چندی پیش 20 تن تریاک با مجوز وزارت بهداشت وارد فرودگاه امام خمینی شد .

 

 

ادامه مطلب رو بعدا میزارم امروز وقت نشد .

 

 

 

نوشته شده در جمعه 13 اسفند1389ساعت 7:51 بعد از ظهر توسط رضا پایافر| |

نگاهم که بهش میافته دلم براش میسوزه ! نمی دونم از خودم باید خجالت بکشم یا از اون یا از جامعه ....! نمی دونم این قفسی که دورش هست رو خودش برای خودش ساخته یا امثال من !

نمی دونم از تماشای اون باید درس بگیرم ، حسرت بخورم یا غصه !

 زندگیش به سه کلمه ختم میشه : غذا ، خواب ، تقلید ! باز خوبه تقلید میکنه!!! شایدم همین نقطه ضعفشه !!

آدما یکی یکی میان نگاهش میکنن میخندن و میرن ، معدودن کسانی که غصه میخورن به حالش !!

یه کم که بیشتر به دور اطرافش نگاه میکنم ، میبینم که توی همون قفسش بمونه بهتره ، شاید این یه حفاظیه که باعث میشه از گرگ های بیرونی در امان بمونه ! همه گرگن ! همه جا گرگ هست ! ولی اون گرگ بشو نیست !!!!

از طرف دیگه میگم که شاید چون تا بحال طعم واقعی آزادی رو نچشیده اونقدرام که من فکر میکنم بهش بدنمیگذره ، شاید چون کسی تا بحال در مورد زندگی ای که می بایست در اون رشد می کرد حرفی نزده اینقدرام نباید دل به حالش سوزوند ! محیطش یه جوری بوده نباید بیشتر از این ازش انتظار داشت !!!!

ولی نه !!  زندگی آزاد حق هر مخلوقیه ، نمیشه انکارش کرد !

.

.

بازم به مغزم فشار میارم ، میخوام خودمو بیشتر قانع کنم ، آره ، درسته ! سرنوشت ..!! سرنوشت کلمه ای که باید اینجا در موردش حرف زد ، سرنوشتش قرار بوده که اینجوری رقم بخوره ، هیچ اختیاریم توش نیست ، جبرِ جبرِ جبرِ .....!  این سرنوشت از اولش براش نوشته شده ، و اون به این دنیا اومده که ببینه چرا ! چرا این سرنوشت !

آخرش که چی ! باید انتظار چی رو بکشه .......................

.

شاید اون هم قبلا یکی مثله من بوده ، شاید منم یه روزی مثله اون میشم و از اکنونم خاطری ندارم !

.

.

"قیاس" ،،، باید کجا مقایسه کرد ؟ آیا میتونم خودم رو باهاش مقایسه کنم ؟! امکانش هست ! میتونم زندگی خودم رو بهتر از اون بدونم یا نه ! باید به زندگیش غبطه بخورم ؟!!!!!

.

.

.

.

.

.

هر بار که به طوطیم نگاه میکنم دلم براش میسوزه !!! هر بار که بهش غذا میدم و اون با تعجب خاصش تخمه رو میگیره و شروع میکنه به طوطی طوطی کردن دلم براش میسوزه ، اما دلم نمی خواد توی شهر آزادش کنم ،دلم میخواد آزادتر باشه ! آزادتر ....!

.

.

پ ن 1 : یه هفته رفته بودم مسافرت دلم برای طوطیم تنگ شده بود!!!!

بعدا نوشت : آقا این پست اصلا پست خوبی نبود ، شرمنده اخلاق ورزشیتون !!!

ایشالا بعدا جبران می کنم


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در چهارشنبه 4 اسفند1389ساعت 1:19 بعد از ظهر توسط رضا پایافر| |
شما مرکبات چطور میخورید؟

پژوهشگران آمريکايي طي تحقيقات خود درباره "روانشناسی خوردن" به این نتیجه رسیده اند که هر شخص با توجه به پیشینه ژنتیکی خود و بینش اجتماعی که نسبت به جامعه دارد مرکبات را به روشی خاص برش داده و با سبکی ویژه شروع به خوردن آن می کند ، بر اساس این پژوهش افرادی که ابتدا میوه ای مانند لیمو را از جایی که به شاخه متصل بوده برش میدهند افرادی هستند که غالبا از رهبری کردن خوششان می آید و معمولا از قدرت تمرکز خوبی برخوردارند ، این محققان نیز اعلام کرده اند که برش مرکبات از وسط مخصوص افرادی است که چندان صبور به نظر نمی رسند و از کارهای رقابتی خوششان نمی آید.

پرتغال

.

.

.

.

تمام اینایی که گفتم همش چرت و پرت محض بود.!!!!

تصور کنید که بنده یه کم بیشتر روی این موضوع مانور میدادم ، مثلا یه کم لغت خارجی بهش اضافه میکردم ، یا مثلا یه بحث فلسفی رو بهش ربط میدادم ، یا چند تا شخصیت معروف رو مثال میزدم که اونا چطور لیمو رو میخوردن ، و بسیاری جمله دیگه که میشد به متن بالا اضافه کرد تا باور پذیری اون رو بیشتر کنه ،

علاوه بر اون من دارم در مورد یه چیزی صحبت میکنم که همه بارها تجربه ش کردن و انقدر پیش پا افتاده س که یه بچه هم میتونه مضحک بودن این ادعا رو بفهمه!!!!!

حالا شما حساب کن اگه شایعه هم به این قضیه کمک کنه ، مثلا یه نفر بیاد بگه شنیدید فلان آیت الله یه روایت موثق در مورد برش مرکبات از فلان امام نقل کرده که ....... میگن خود آیت الله گفته برش مرکبات با چاقو مکروهه!!!!! ،

چند وقته دیگه شما میبینید چینی ها یه دستگاه اختراع کردن برای همین آدمای ... که مرکبات رو بدون کراهتش بخورن.!!!!!

این قضیه اونجایی به اوج خودش میرسه که چرت و پرت توسط یه منبع معتبر به شکلی کاملا تصادفی تایید بشه ، اونجاست که دیگه چرت و پرت گو در حد یه پیامبر میتونه خودش رو بالا بکشه و مرید جمع کنه ...

تازه توی این دوره زمونه که اطلاعات با ابزار هایی مثل اینترنت و تلویزیون و غیره با سرعت بسیار بالای انتقال پیدا میکنه میشه براحتی صحت و سقم امثال این اراجیف رو فهمید و هستند آدم های معقولی که درستی قضیه رو برای مردم شرح بدهند ،،

تصور کنید اگر کسی چرت و پرت رو چند صد و یا هزاران سال پیش که این وسایل ارتباطی وجود نداشت می گفت ، و با توجه به سواد اون دوره زمونه و خرافاتی بودن و عواملی دیگه که به اشاعه این مطالب کمک میکنه  ، مطمئن باشید که بسیار راحت تر از امروز میتونستن عقاید خودشون رو به مردم القا کنند و مرید برای خودشون پیدا کنند.

دو تا مثال میزنم :

اصلا کاری به احمدی نژاد و عقایدش ندارم ،

شما حادثه هولوکاست رو در نظر بگیرید ، قدرت گرفتن یهودی ها رو پس از اون و همچنین تلاش هالیوود و هزار تا انجمن و شرکت و حمایت دولت ها و سرمایه گذاری ها انجام شده و .... برای مطرح کردن اون قضیه رو نگاه کنید !!!!!

من و امثال شما نه با چشمان خودمون دیدیم و نه با شخصی که اونجا بوده رودر رو حرف زدیم ،

آیا میشه حرفی رو باور کرد؟

حالا حساب کنید چند هزار سال پیش رو !!!!!!

.

.

توقع شما از جامعه امروز چیست؟

مردم به چه چیز فکر میکنند؟

تا به حال به رکورد های کتاب گینس نگاهی انداخته اید ؟

تا به حال به درستی یا نادرستی اخبار موجود شک کرده اید ؟

مشایی کیست ؟

چند درصد صحبت ها در شبکه های تلویزیونی بر مبنای واقعیت است ؟

مسح روی پا را می بایست با کجای دست شروع کرد؟

و

به نظر شما با پای راست باید به دستشویی وارد شد یا پای چپ ؟

.

.

پ ن ۱ : چند روز پیش داشتم با رفیقم میوه میخوردیم دیدم رفیقم داره لیمو رو از سرش میبره ، بهش گفتم چرا داری اینوری میبری ، بعد فکر کردم دیدم کوچکترین تفاوتی بین برش لیمو وجود نداره !!

پ ن ۲ : اسم قضیه بالا رو میزارم قضیه لیمو شیرین !!!!

پ ن ۳ : مثال دومم رو پیدا کردید ؟

پ ن ۴ : دو پست قبل در مورد مهران مدیری نوشتم ، یادم رفت بگم که مطمئن باشید که عادل فردوسی پور هم به سرنوشت مهران مدیری دچار میشه !!! این خط این نشون !

پ ن ۵ : آدم ها دو دسته اند ، یا باور میکنند یا باور نمی کنند ، اگه بتونم این قضیه رو اثبات کنم مطمئن باشید از اوشو بهتر میشم !!!!

پ ن ۶ : آیا الاغ با الاق فرقی داره ؟ ( چند وقته ذهنم رو مشغول خودش کرده )

پ ن ۷ : یکی از عواملی که باعث افزایش نظرات یک پست میشه زیاد بودن پی نوشت هاست ، چون همیشه یه چیزی پیدا میشه که یکی در موردش صحبت کنه ، اینم یه روشی تا شما برای فکر کردن در مورد نظری که میخوایید بدید خسته نشید .

 پ ن 8 : احساس میکنم خیلی دارم چرت و پرت میگم !!!!!

.

نظر ما هیلتر شده ، برای عبور از آن مرورگر خود را عوض کنید


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در یکشنبه 26 دی1389ساعت 12:26 بعد از ظهر توسط رضا پایافر| |
- حالا چرا خودکشی کرده؟
- نمی دونم ، حتما خوشی زیر دلش زده !!!
- میگن با تفنگ خودکشی کرده ! شاید یکی دیگه کشتتش!!
- نه بابا ، کی میاد اونو بکشه ، خواهرشم چند سال پیش خود کشی کرده بود !! خانوادتا دیوونن!!!
- آخه تحصیل کرده بوده !! کلی مدرک ایرانشناسی و فلان بهمان داشته!
- میگن بابا ، باور نکن ، ندیدی چقدر به هم دیگه تسلیت گفتن ، باحالیش اینجاس میگن بخاطر همدردی با جوانان ایران زمین این کار رو کرده!!!! ،
- میدونی چیه ؟!! خیلی از ادم های معروف خودکشی کردن ، کلی نویسنده و فیلسوف و آدم باسواد حداقل چند بار اقدام به خودکشی کردن!!!
- کی مثلا ؟ حتما هدایت !! اونم یکی مثله این ، مرفه بی درد ، اونم یه جور دیگه دیوونه بوده !!!
- شاید تو زندگی شون یه شکست بد خوردن ، نه عشق و عاشقی ها ، هر شکستی ، که فکر می کردن دیگه نمی تونن بلند بشن ، مثلا هیتلر...
- آره خوب ، خداییش منم جای هیتلر بودم خودکشی میکردم ، آخرشم با  دافیش دوتایی با هم خودکشی کردن ، این یه مورد استثنا بوده!!!!
- می دونی هر 40 ثانیه یک نفر خودکشی میکنه ، می دونستی ژاپنی ها خودکشی کردن رو یه راه افتخار آمیز برای قبول کردن شکست می دونن
- همه از دم دیوونن ، آخه آدم عاقل هم خودکشی می کنه ، همیشه یه راهی هست!!!!
- به نظر من به اعتقادات طرفم بستگی داره ، به این که بعد از مرگش انتظار چیرو داره، مثلا اگه به جهنم اعتقاد داشته باشه و عذاب اون دنیا ، حتما این دنیا باید براش سخت تر باشه که اونجا رو ترجیح میده
- گیری دادیا ، حالت بده ، چی شده نکنه می خوایی خودکشی کنی ؟
- نه بابا ، آخه برام سوال شده ، به نظرت اینایی که خودکشی می کنن نیم ساعت آخر زندگیشون به چی فکر میکردن؟
- برو بابا دیوونه ، همون که گفتم ، فقط آدولف خدا بیامرز کار درست رو کرد ، اون یه استثنا بود ، بقیه از دم الاقن که می خوان خودکشی کنن!!!!!
- .............


پ ن 1 : علیرضا پهلوی هم خودکشی کرد !!!!!!!!

پ ن 2 : جریان چیه که توی هر وبلاگی میری حداقل 2-3 تا پست در مورد خوکشی نوشته شده !!!!!!

بعدا نوشت : این پست جابه جا شد !!!!!


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در شنبه 18 دی1389ساعت 6:58 بعد از ظهر توسط رضا پایافر| |
تا دو روز پیش در حد اسطوره میپرستیدنش!!!

سلطان کمدی ایران ! 

مردی که یک تنه مقابل صدا و سیما ایستاد ! 

مردی که کمدی اش گریه می کند !

هنرمندی که به تنفییز ریاست جمهوری نرفت تا مخالفت خود را با دولت اعلام کند!

اگر سبز هستید قهوه تلخ را چندتا چندتا بخرید و با کپی نکردن تو دهن این دولت بزنید !!!!

بلابلابلابلابلابلابالبالبالبابلابابابالبابابببببببببببببببب.....

همین افراد میشستن با همدیگه بحث میکردن که فلان شخصیت قهوه تلخ فلانی تو دولته ، کی مثله فلان آیت الله میمونه و....

.

حالا چی ؟

ببینید چیکار دارن می کنن !!!! دیگه عملا شده مزدور و نون به نرخ روز خور و......

آخه من ریدم تو اون نژاد آریاییت ، آخه پفیوز بی همه چیز هر چی میکشیم از دست امثال شما احمق هاست!!!!

هی نمی خوام دهنم رو باز کنم ، نمی زارن ، یه مشت عقده ای ، اندازه پشکل سواد نداره میاد نقد طنز می کنه ، مقایسه می کنه با کمدین های معروف ،.......

آخه الاق ، بی ناموس ، بی همه چیز ، کودن ، پفیووووووووز


.

.

پ ن 1: طنز "ماهواره ها"ی مهران مدیری در اینترنت قرار گرفت ، در این مجموعه که به نظر تولید آن به 4 سال پیش برمیگردد ، شبکه های مخالف رژیم مورد نظر سازندگان بوده......


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در جمعه 17 دی1389ساعت 2:26 قبل از ظهر توسط رضا پایافر| |
- سلام داداش

- علیک سلام

.

.

.

- چه خبر ؟ اوضاع چه طوره؟

- (خنده راننده تاکسی) اوضاع که معلومه که !!!!!

- با بنزین چه کار میکنی ؟

- نمی دونم والا !!! معلوم نیست میخوان چی کار کنن!!

- داداش من خودم قصابم ، جد اندر جدمون قصاب بوده ، وضع مالیمم بد نیست خدا رو شکر ! ولی الآن دیگه میترسم با ماشین خودم بیام ، خدا بگم این فلان فلان شده ها رو چی کار کنن!!!

امروز رفتم گوشت شتر بخرم میگه کیلویی ۱۴۰۰۰ تومن ، قدیم یه شتر پروار میخریدیم ۵۰۰

قدیما گوسفند میخریدیم ۷۰ تومن ، الآن قوطی واجبی ۷۰ تومن بهت نمیدن!!!!!!!

والا به خدا ، مرتیکه بـــــــــــــوق اومده همه چی رو ۱۰ برابر کرده میگه عدالت ، ای من بــــــــــوق تو بـــــــــوق اون بــــــــــــــــوق

بوق بــــــــــــــــوق بوق بــــــــــــــــوق بوق بــــــــــــــــوق بوق بــــــــــــــــوق بوق بــــــــــــــــوق ...........

..................

.............

..........بوق بوق بــــــــــــــــوق...

-آقا من همین بغل پیاده میشم ،

-بفرمایید !!

-داداش چقدر بدم؟؟

- والا من که میترسم از شما پول بگیرم !!! هر چی دادی دادی

- بفرما داداش! بوقــــــم تو بوقـــــــم باعث بانیش...!

من : !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

.

.

این بود گفته گویی واقعی میان راننده تاکسی و پیرمرد قصاب

به نظر شما چه کسی مقصر است ؟؟؟؟؟؟؟ کدامیک اشتباه می کنند؟؟؟؟؟

.

پ ن ۱ : شبیه این پست افراد بسیاری نوشتن ، بزار منم یه پست کلیشه ای بزارم!!!!

پ ن ۲ : اون شب دایره لغات مستهجنم خیلی زیاد شد ، کلی خندیدیم  ( میدونم خیلیاتون الآن میگید که باید گریه کنی !!! ولی من هنوز میخندم)

پ ن ۳ : از این به بعد آخر هر پست یه عکس میزارم که معمولا نامربوطه  ، بهتره اسمش رو بزارم برداشت آزاد !!!!!!

 


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در چهارشنبه 8 دی1389ساعت 12:6 بعد از ظهر توسط رضا پایافر| |